Archive for ژانویه, 2008

اولين گام

ژانویه 17, 2008

مدت‌ها از وقتي كه من به جاي حرف زدن از انگشت‌هام براي صحبت كردن استفاده كردم مي‌گذره و اين كار كه روزگاري برام آسون بود الان مشكل‌ترين كار دنيا به نظر مي‌رسه، تو اين چند وقته سعي كردم كه بجاي حرف زدن و اظهار‌نظر كردن بيشتر بخونم و ببينم و بشنوم و  خوندم و ديدم و شنيدم. حالا فكر مي‌كنم كه شايد بتونم با ديد بازتري به مسائل اطرافم و به خودم نگاه بكنم و بتونم تصميمات درست‌تري بگيرم و وبلاگ قوي‌تري داشته باشم.
روزگاري شروع به نوشتن كردم كه نود و نه درصد از كسايي كه مي‌شناختم و نمي‌شناختم هنوز حتي اسم وبلاگ هم به گوششون نخورده بود و حالا بسيار سخت شده نوشتن در فضايي كه بيشتر آدم‌هايي كه مي‌شناستم يا وبلاگ مي‌نويسن يا به نحوي از وبلاگستان استفاده مي‌كنن و با اون آشنا هستن و اين همه آرا و نظرات و وبلاگ‌هاي جورواجوري كه براي هر نوع سليقه‌يي مطلبي دارن.
اما خب هميشه به حضور معتقد بودم و حتي زمان‌هايي كه وبلاگي نمي‌نوشتم صفحه‌يي براي خودم باز مي‌كردم و تك پستي كه اين احساس حضور رو از بين نبرم. اما اين بار تصميم گرفتم كه برگردم و البته متفاوت‌تر. اين بار اگر بتونم مي‌خوام بيشتر خودم بنويسم كه البته بايد ببينم كه چقدر مي‌تونم اين كار رو عملي بكنم، اما مسلما اين وبلاگ از خوانش‌هاي من خالي نخواهد بود چون عادت به اين كار دارم و هميشه سعي مي‌كنم وقتي جايي نشستم و تركش كردم كاغذي به جاي بزارم از متني يا شعري كه دوستش داشتم و البته بعضي‌هاش رو هنوز هم دارم.
اين پست رو براي ثبت در حافظه وبلاگم مي‌نويسم، زيرا كه هنوز اين صفحه ببننده‌يي نداره، اما سعي‌ام رو مي‌كنم كه مخاطب هم‌سليقه‌ام رو به خواندن اين وبلاگ ترغيب بكنم كه همه اعتبار يك وبلاگ به خواننده‌ها و خوانده شدنشه كه وبلاگ بدون خواننده مثل ساعتي مي‌مونه كه كار مي‌كنه اما هيچ‌كس بهش نگاه هم نمي‌كنه كه استفاده‌يي داشته باشه و چه سخته بي‌فايده بودن.